مدیریت حوزه علمیه استان تهران
حوزه علمیه تهران
.:: زندگی‌نامه حضرت آیت الله سید علی‌اصغر هاشمی‌علیا(دامت افاضاته) ::.

بسم الله الرحمن الرحیم
إنما یخشی الله من عباده العلماء(فاطر/28)
زندگی‌نامه حضرت آیت الله سید علی‌اصغر هاشمی‌علیا(دامت افاضاته)
حضرت آیت‌الله سید علی‌اصغر هاشمی‌علیا در سال 1315 هجری شمسی در خانواده‌ای متدین و علاقه‌مند به خاندان عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) دیده به جهان گشود. پدر پرهیزکار و با ایمانش سیدحسن هاشمی‌علیا(رحمه الله علیه) و مادر پاكدامنش(رحمه الله علیها) از سادات حسنی بوده‌اند. مهم‌ترین خدمت مخلصانه‌ی حضرت استاد در عرصه ترویج علم و دانش تأسیس حوزه علمیه در چیذر بود. در سایه بابركت حضرت حجه بن الحسن‌ العسکری(عج) این مركز علمی توانست نقش بسزایی در بالندگی و شكوفایی فرهنگ غنی اسلامی در شهر تهران ایفا نماید.
اینک به نقل مختصری از زندگی مبارک ایشان از زبان معظم‌له می‌پردازیم: در چیذر تا 7 سالگی به مكتب می‌رفتم؛ بعد از آن برای تحصیل به مدرسه‌ای در رستم‌آباد ‌رفتم. چون مدارس آن‌زمان فاسد و معلم‌ها بی‌حجاب بودند، مدرسه را ترک كردم. پدرم اصرار داشت كه به كار اداری مشغول شوم و بنده مخالفت كردم. علتش هم این بود كه پول آن‌زمان حلال و طیب نبود و كار برای طاغوت بود، ‌لذا برای درآمد حلال، كشاورزی را انتخاب كردم. قرآن و مقدمات را نزد پسر آیت‌الله نهاوندی می‌خواندم؛ ایشان درس را از پدر می‌گرفت و به ما می‌آموخت. درس را تا كتاب معالم با سختی‌های فراوان در چیذر خواندم. بیشتر درس‌ها را خودم خودجوش می‌خواندم و برای یادگرفتن آن‌ها زحمت زیادی می‌كشیدم و در كنار درس، در مزرعه كار می‌كردم. به‌خاطر پدر كل روزها را كار می‌كردم و شب درس می‌خواندم. پسر آقای نهاوندی كم درس می‌گفت و در درس زیاد مصمم نبود فلذا گاهی خودم نزد آقای نهاوندی می‌رفتم و می‌خواستم كه بیشتر درس بخوانم. چون پدر مخالف رفتن ما به قم بود، یك مزرعه لوبیا را آبیاری می‌كردم و محصول را در بازار تجریش می‌فروختم تا پولی برای رفتن به قم تهیه كنم و از پدرم پول نگیرم. استاد هم ماهی سه تومان پول می‌گرفت و قرآن درس می‌داد كه بعداً ماهی پنج تومان شد. به عشق درس، تمام كارهای استاد را انجام می‌دادم. چون از پدرم پول نمی‌گرفتم یك گوساله خریدم و همراه گاوِ پدر بزرگم به صحرا می‌بردم. سه ماه نزد دایی‌ام كار كردم و ماهی نُه تومان می‌گرفتم. تا 17 سالگی در چیذر هم درس می‌خواندم و هم كار می‌كردم به عشق و امید آن‌كه روزی به وادی عشق، شهر مقدس قم سفر كنم. بالاخره گوساله را بزرگ كردم، گاو شد و گاو هم گوساله آورد و بزرگ شد. از شیر گاو، ماهی پنج تومان به ما می‌رسید كه به استاد می‌دادم تا به ما درس دهد. نخستین استاد و راهنمای من روحانی شریف و جلیل‌القدر، حضرت آیت‌الله نهاوندی از شاگردان آخوندخراسانی بود. یك‌سال با آقای یزدی امام‌ جمعه نجف‌آباد هم‌حجره شدم. دو سال با آقای خراسانی(امام‌جمعه فقید کاشان) هم‌بحث بودم.حجره كناری ما آقای جوادی‌آملی(حفظه‌الله‌تعالی) بودند. خاطرات و روزهای با صفایی داشتیم. شب‌ها صدای گریه و قرآن از حجره‌ها بلند بود. طلبه‌ها با تضرّع به درگاه خدا و توسّل به اهل بیت(علیهم السلام) بر تمام مشكلات غلبه می‌كردند. در قم یكی آیت الله سبحانی و آیت الله مكارم شیرازی خیلی با هم دوست بودند؛ و دیگری بنده و آقای خراسانی. در قم حدود دوازده سال ماندم و در سن 25 سالگی ازدواج كردم. اوایل ازدواج برایمان سخت بود، الحمدلله با قناعت زندگی را می‌گذراندیم. بعد از ازدواج پدر و خانواده‌ام، كه در ابتدا مخالف حوزه رفتن من بودند، نظرشان برگشته و فوق‌العاده به درس خواندن من علاقه نشان دادند و در تهران مادرم زمینی داشت كه فروخت و ما با قسمتی از آن، در قم از آقای مصباح یزدی یك خانه خریدیم. وقتی در قم بودم؛ سه‌سال شب‌های جمعه به محله چیذر می‌آمدم و تفسیر می‌گفتم كه بیشتر تفسیرها را در ماشین در طول راه می‌خواندم و 12 سالی که در قم بودم حداكثر استفاده را از فضای علمی و معنوی حوزه ‌كردم. آرایش بیرون و پیرایش درون، از جمله مسائلی بود كه بسیار به آن اهتمام داشتم.
:بازگشت به تهران و تأسیس اولین حوزه علمیه در منطقه شمیران
ده شب محرم در سال 1346 هجری شمسی در مسجد چیذر درباره ارزش علم و منزلت قرآن سخنرانی می‌كردم و می‌گفتم ما مسلمانان باید عربی بیاموزیم، تا از قرآن و احادیث اهل‌بیت(علیهم السلام) بیش از پیش بهره‌مند شویم. آن‌زمان شرایط به‌گونه‌ای بود كه نمی‌توانستیم صریحاً به مردم توصیه كنیم كه به حوزه بیایند و طلبه شوند. نظر بنده چنین بود كه پس از تأسیس حوزه در تهران، به شهر مقدس قم برگردم و ادامه تحصیل بدهم؛ لذا برای ساكن شدن در قم یا در جوار حوزه علمیه نجف، و اقامت در چیذر دچار تردید شدم و استخاره كردم؛ سكونت در چیذر خوب آمد.
: انگیزه برای ساخت حوزه علمیه:
در ایام تبلیغ مبلّغان به تهران می‌آمدند و بزرگوارانی همچون آقایان فاضل‌لنكرانی، اردكانی و رسولی، در شمیران كتاب جواهر را با هم مباحثه می‌كردند و بنده هم در آن جلسات شركت می‌كردم. خوب به‌خاطرم هست در یك جلسه پیشنهاد كردم كه سزاوار است با وجود چنین استادانی، حوزه‌ای در شمال تهران تأسیس شود. همه با رضایت لبخندی زدند و یكی از آنان گفت كسی را می‌طلبد كه پیش‌قدم باشد! بنده، که هم جا داشتم و هم از جهت درسی از استاد بی‌نیاز شده بودم با توكل بر خدا، توان آن‌را درخود یافتم و درنگ را جایز ندیدم؛ لذا دست‌به كار شدم. به لطف خدا، در ساختن این حوزه حتی یک آجر از دیگری كمك نگرفتم. دو سال به تنهایی حوزه را اداره می‌نمودم تدریس هم می‌كردم؛ به‌طوری كه تا پایه‌ی ششم، اتمام لمعتین را خودم تدریس می‌كردم. بعداً سه نفر از استادان از جمله آقایان رسولی، همدانی و ملكی داماد آقای فاضل نامه نوشتند كه ما حاضریم شما را یاری كنیم، البته ما هم قبول كردیم. بدین شكل درس‌ها سبك‌تر شد و ما هم راحت‌تر به امور حوزه پرداختیم. از ابتدا در این فکر بودم که فقط به تدریس مشغول باشم؛ حدود 30 سال مکاسب، 20 دوره معالم و کفایه را تدریس کرده، هم اکنون نیز بحث فقهی دارم. در گذشته و حال هر شخصی در هر سن و لباسی آمده و درخواست درس می‌کرد، من شروع به تدریس می‌کردم. علاقه وافر داشتم که پس از تأسیس حوزه به قم برگردم؛ ولی وقتی حوزه چیذر ساخته شد، فهمیدم اگر به قم مراجعت كنم حوزه چیذر تعطیل می‌شود؛ به همین‌ دلیل از عزیمت به قم منصرف شدم. آیت الله سید علی‌اصغر هاشمی‌علیا با اشاره به خاطره‌ای که قبل از انقلاب برایشان اتفاق افتاده بود افزودند: قبل از انقلاب شخصی سُنی بود که نماز جمعه می‌خواند، عده‌ای نزد من آمدند و گفتند: باید فکری کنیم تا شخص دیگری نماز بخواند، زیرا وی مشغول جذب بود و جوانان در خطر بودند. به چند نفر پیشنهاد کردم که بیایند نماز بخوانند، ولی قبول نکردند. با اصرار فراوان مردم، خودم به امامت جمعه مشغول شدم. چندی پیش هم که خدمت مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) رسیدیم، افرادی پیشنهاد نماز جمعه را دادند، البته قبول نکردم؛ به این دلیل که اگر وارد این وادی شوم، از درس و بحث خارج می‌شوم. بحمدالله نعمت فراوان است و بزرگان و سخنرانان خوبی در تهران وجود دارد.
در پایان ذکر این نکته کافی است که اگر برای خدا کار کنیم، حتماً موفق خواهیم شد. «من کان لله کان الله له»
 (روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمه)، ج‏13، ص195)

کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت حوزه علمیه استان تهران میباشد.
تهران – خیابان پیروزی – خیابان دوم نیروی هوایی– فرعی 2/31 – پلاک 25
تلفن تماس : 77488900 نمابر: 77486007